ميرزا محمد على وفا زواره اى
16
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
عقيلهء تأهل بر پاى وفا نهادند و دخترى را كه نبيرهء قاضى سيّد محمّد طباطبايى « 1 » بود ، به نكاح او در آوردند . گرچه اين تأهل براى وفا كه تمام عمر دلش نيز چون جسمش در سرگردانى و مسافرت بود ، قدرى سنگين آمد ، اما موقتا او را از زاويهء طلبگى مدرسه كاسهگران بيرون آورد و در زندگى روزمره خانوادگى به بند كشيد . اما روح سركش جوان ، بندشدنى و خرسند نبود و سوداى تهران و دربار را مىپروريد . چيزى نيز كه تمايل او را به اين امر بيشتر مىكرد ، مسأله وقفنامهء يادشده بود . ملا عبد العظيم توجهى را كه بايد ، به اجراى وقفنامه نداشت . طمّاعانى كه چشم به زمينها و موقوفات مزبور داشتند ، فرزندان واقف را كه اصلا در زواره نبودند و در ترشيز ساكن بودند ، تحريك به فروش موقوفات و ابطال وقف كردند . ورثهء آزمند لطف على خان نيز پس از گذشت حدود يك سال از فوت پدر در غياب وفا كه ناظر وقفنامه بود « نقطهء ضعفى را در كار تسليم رقبات موقوفه به وقف جستند و از مرحوم ميرزا ابو القاسم قمى - صاحب قوانين - حكمى داير بر بطلان عمل به وقف گرفتند و آن را به مير سيد حسين طبيب - حكيمباشى اردستانى دربار قاجار - به ثمن بخسى فروختند » . « 2 » وفا كه با وجود حق نظارت براى خود ، وقف را پايمال شده مىديد ، با چند تن از همولايتىها مسأله را به نزد ميرزا محمّد حسين اصفهانى صاحب فصول - يكى از مراجع بزرگ آن روزگار - برد و پس از درخواست از وى ، رأيى دال بر صحت وقف گرفت و به اردستان آمد . اما اين بار رقيب سرسخت او - بهجز ورثهء سودجو - حكيمباشى شاه بود كه ميرزا عبد العظيم بيدگلى و باقى حاكم اردستان را نيز با خود همداستان كرده بود . اين جبههگيرى غير متعادل ، وفاى جوان را بر آن داشت ، تا طرحى درازمدّت و حساب شده بيفكند و از راه كسب نفوذ و قدرت در تهران به چالش غاصبان وقف بيايد . بنابراين سفرهاى مستمر وفا به تهران آغاز شد و طبيعتا تنها چيزى كه مىتوانست براى او ، رخنهاى به دربار پرشكوه و پرطمطراق خاقان ايجاد كند ، چيرگىاش بر شعر و طب بود . ابتدا به نظرش مىرسيد كه به دليل كثرت
--> ( 1 ) - قاضى محمّد از علماى اصفهان بود كه در ايّام محاصرهء اصفهان - يعنى 1135 - از ترس افاغنه به زواره پناه آورد و در آنجا اقامت گزيد تا مانند ميرزا رفيعا - كه يك سال بعد همانجا به دست آنها كشته شد - دچار تعرض نشود . ميرزا رفيعا كه خود پسر ضياء الدّين يا زين الدّين على بن محمّد بن كمال الدّين حسينى طباطبايى يا همان ميرزا آقا علياى دوم و بزرگ مقيم زواره بود ، جدّ وفاست . ر ك : محيط طباطبايى : « صفاى زوارهاى » ، پيك ايران ، ش 1578 ، ص 1 ( سال 15 ، دوشنبه 19 بهمن 1343 ) ( 2 ) - محيط طباطبايى : « وفا و يغما . . . » ، يادگارنامه حبيب يغمايى ، ص 308